به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، نویسنده و کارگردانی که زمانی «موج نوی تکنفره» اسرائیل خوانده میشد، با فیلم «جاده اریحا» در ونیز ۲۰۲۶ حضور دارد؛ فیلمی که تلاشی جدید و شاعرانه برای نمایاندن وضعیت اسفناک ساکنان کرانه باختری اشغالی است.
روستای فلسطینی «خان الاحمر» در کنار بزرگراهی غبارآلود، بین اورشلیم و اریحا در کرانه باختری اشغالی رژیم صهیونیستی واقع شده است. در مرکز روستا «مدرسه لاستیکها» واقع است یک بنای شکننده که از لاستیک، چوب و خشت ساخته شده و حدود ۳۰۰ پسر و دختر بادیهنشین در آن تحصیل میکنند. مقامات رژیم صهیونیستی مجوز رسمی ساخت و ساز را به روستاییان فلسطینی ندادند و با صدور حکمی تمامی شهرک را غیرقانونی خواندند. در ۸ سال گذشته، این مدرسه تحت تهدید تخریب قریبالوقوع، نمادی از مقاومت در برابر خشونت گسترده شهرکنشینان اسرائیلی، بوده است.
آموس گیتای نویسنده و کارگردان کهنهکار اسرائیلی، میگوید تنها فشار بینالمللی است که این مکان را سرپا و همچنان باز نگه داشته و این مدرسه در حکم آزمایشی است که نشان میدهد جامعه بینالمللی تا چه حد برای محافظت از حقوق مردم خانالاحمر پیش خواهد رفت.
«مدرسه لاستیکها»ی خان الاحمر به نوعی نقطه کلیدی فیلم «جاده اریحا» است: مستندی روان و دلهرهآور که تاریخ معاصر پرآشوب را به عنوان یک موج عظیم به تصویر میکشد.
گیتای که ۷۵ ساله است، در پرداختن به موضوع کرانه باختری اشغالی، به عنوان ناظری در کنار صحنه و مفسری همیشگی حضور داشته و همین موجب شد تا مایکل اتکینسون منتقد سینمایی او را «موج نوی تکنفره اسرائیل» بنامد.
وی در این فیلم با تصاویری شبحوار از ۴۰ سال گذشته، تصویری مستند از مدرسه را به تصویر میکشد. وی تأکید دارد که آن زمان، آینده کاملاً روشنتر از آنچه اکنون هست، به نظر میرسید. اما حالا همه چیز از بین رفته است.
وی میافزاید: مطلقاً بدترین زمانی است که در زندگیام دیدهام. بسیاری از ما در اسرائیل این سه سال گذشته را در شوک ناشی از سطح خشونت و وحشیگری که شاهد آن هستیم، گذراندهایم.
«جاده اریحا» یکی از چندین فیلمی است که در جشنواره فیلم ونیز امسال به صراحت بر خاورمیانه تمرکز دارد. «نازا»، محصول مشترک با گاردین که در بخش مسابقه اصلی حضور دارد، به نقش ارتش اسرائیل در کشتار جمعی غیرنظامیان فلسطینی پرداخته است و «راجین» (ما باز خواهیم گشت)، یک مستند واقعیت مجازی درباره پاکسازی قومی در کرانه باختری، یکی از آثار تکاندهنده بخش غوطهوری جشنواره ونیز است.
گیتای که کار خود را یک حرکت مدنی میداند، میگوید: وقتی چیزی مرا تحت تأثیر قرار میدهد یا آشفته میکند، فیلم میسازم، این همیشه محرک است.» او اولین بار ۱۰ سال پیش هنگام فیلمبرداری فیلم دیگری از خان الاحمر بازدید کرد و تحت تأثیر پشتکار و فداکاری جامعه بادیهنشین آن قرار گرفت. او میگوید: میخواستم از فیلمسازی برای دفاع از مدرسه استفاده کنم.
با این حال، او نسبت به فیلمهایی که با قطعیتها سروکار دارند، محتاط است و میگوید: باور ندارم که هنر واقعیت را تغییر میدهد. هرگز اینطور نبوده است. کاری که هنر میتواند انجام دهد، خراشیدن یک خاطره است، هرچند مهم است، اما مسلسلها و پول جهان را حرکت میدهند، اما ایدهها هم هستند و سینما ظرف بزرگی برای ایدههاست.
در فیلم «خاطرات میدانی»، مستند سال ۱۹۸۲ او درباره غزه در آستانه جنگ لبنان، این کارگردان با بسام شکا شهردار وقت نابلس، مصاحبه کرد که یک پایش را در حمله شهرکنشینان اسرائیلی، از دست داده بود. گیتای از او پرسید که آیا خود را خوشبین میداند یا بدبین. شکا گفت: بدبینی تجملی است که نمیتوانیم از پس آن برآییم.
بیش از ۴۰ سال از آن زمان میگذرد و این کلمات بیش از هر زمان دیگری طنینانداز شدهاند. گیتای عنوان می کند: نمیدانم خوشبین هستم یا نه. وقتی همه اتفاقات را میبینیم، گفتن این حرف سادهلوحانه است. اما به اروپا ۸۰ سال پیش - صحنه کشتار میلیونها نفر - نگاه کنید، این یک مرجع تاریخی خوب است. این نشان میدهد که مردم همیشه میتوانند حتی پس از وحشت جنگ جهانی دوم، گرد هم آیند و بازسازی کنند. بنابراین باید امید را حفظ کنید. امید و ایدهها؛ اینها موتورهای بزرگ تغییر هستند.»
بیانیه وی به عنوان کارگردان این فیلم برای جشنواره ونیز چنین است: ما سفر خود را از اورشلیم آغاز میکنیم و به سمت اریحا میرویم، با توجه به اینکه اولین توافق صلح رژیم صهیونیستی و فلسطین مربوط به غزه و اریحا بود. همانطور که در این جاده، از میان این مناظر دیدنی بیابانی، حرکت میکنیم، متن جوزفوس فلاویوس در مورد جنگها با روم را نیز با خود حمل میکنیم. در طول مسیر، خان الاحمر، دهکده کوچکی از چادرهای بادیهنشینان، بخشی از توافق اسلو، که از خاک و لاستیک ساخته شده است - یک مدرسه و یک جامعه ۳۰۰ نفره - قرار دارد. ما با کودکان ملاقات میکنیم. آنها در این معماری ساده و مینیمالیستی و زیبایی ساده آن آرام و شاد بودند، اما اخیراً تهدیدهایی برای نابودی آن و تخلیه این جامعه وجود داشته است ... . ما به این جامعه کوچک بادیهنشین به عنوان یک جهان کوچک نگاه میکنیم، استعارهای که با به یاد آوردن صدای هنرمندان و نویسندگان بزرگی مانند آرتور میلر، ژان مورو و دیگران انجام دادیم. برای ما، فیلمساز، سرگردان در این مکانها، واقعیت همیشه همین کنار هم قرار گرفتن خاطرات گذشته و تجربه حال است.


نظر شما